روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
140
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
فصل هفتم از ارزنجان تا خوى شهر ارزنجان در دشتى است كه در كنار رودى قرار گرفته است ( كه همان فرات غربى باشد ) . فرات ( چنان كه مشهورست ) يكى از رودهايى است كه از بهشت سرچشمه ميگيرد . در انتهاى دشتى كه اين شهر در آن قرار دارد كوهى است بلند كه قلل آن از برف پوشيده شده بود ولى در درههاى آن اثرى از برف نبود . در همهء پيرامون آن ، دهكدههايى كه موستانها و بيشههاى بسيار داشتند ديده ميشد . همهء اين دشت از موستان و مزارع غله پوشيده شده بود . در هر سو باغهاى بسيار زيبا و بيشههايى ديده ميشد . خود شهر چندان بزرگ نيست و بر گرداگرد آن حصارى با برجهاى متعدد قرار دارد . ارزنجان را ارمنيان ساختهاند و در ديوارهاى شهر در بسيارى نقاط علامت صليب در سنگ كنده شده است . همهء خانههاى شهر بام مسطح دارند ، چنان كه ميتوان از يك بام به بام ديگر رفت همچنانكه از خيابان ميتوان قدمزنان گذشت . اين شهر بسيار پرجمعيت است و در آن بازارها و خيابانها و ميدانها زيادست . بسيارى از مأموران رسمى درينجا زندگى ميكنند كه غالب آنان توانگرند و نيز در همين شهر بازرگانان دولتمند بسيارند . مساجد زيبا و چشمهسارها و قنوات جهت تأمين آب درين شهر بسيارست . ساكنان شهر غالبا يونانى و ارمنى ميباشند كه همه مسيحى هستند . ( اينك همچنانكه شرح آن بيايد ) در زمان ( اولين هجوم تيمور به